نظر علي الطالقاني
75
كاشف الأسرار ( فارسى )
باطنبين كور شود و همهء اينها العياذ باللّه به نظر افسانه و مهملات آيد . و اللّه كه واقع همين است كه گفتم و نوشتم و بر كسى مخفى نيست كه نبودند اصحاب خاص و حواريين پيغمبران و ائمّه ( ع ) مگر صاحبان زهد و تقى و پشت پشتپازنندگان به دنيا ، مانند سلمان و ابو ذر و غير اينها . و رجوع كن به آيات رين و طبع و ختم و استدراج و تفاسير ايشان تا شك نكنى . فصل دويم در بيان كمال خدا كه او را صفات ثبوتيّه و سلبيّه گويند . بدان كه اگر كسى در اين مطلب با ساير مطالب اصول دين يا فروع دين چشم از هدايت ائمّه و انبياء ( ع ) العياذ باللّه بپوشد و بخواهد كه خود به عقل ناقص خود راهى پيدا كند ، همانا داخل در كفر و زندقه شود چنانچه بسيارى كردند و مىكنند و شدند و مىشوند ، به جهت آنكه اگر كسى باشد كه در همهء اينها حق يابد و خطا نكند معصوم خواهد بود و معنى عصمت همين است ، پس بر خدا است كه او را پيغمبر نمايد يا وصى پيغمبر . پس اى عزيز بر تو باد كه دست از دامن اهل بيت كوتاه نكنى و چشم اميد به غير اين دودمان نداشته باشى و از ايشان گذشته ، كسى در نظر تو چنان نباشد كه قول او را عين حق دانى و تعبّدا قبول كنى . و باز بدان كه خدا و فرستادگان او هر مطلبى را كه خواستند مردم بدانند و علمى ايشان شود آن قدر بيانات مختلفه در آيات و اخبار و ادعيه و مناجات و خطب و زيارات فرمودند كه كسى را مجال انكار و احدى را دست تأويل و ميدان تجوّز و احتمال نمانده . و اگر چنين نباشد و اين طور نمىكردند همانا تقصير كرده بودند و لطف را تمام نكرده بودند و نقض غرض مرتكب شده بودند ، تعالى اللّه و سفرائه عن ذلك علوّا كبيرا . و اين است يكى از نكات تكثير و تصريف و تكرار مطالب در آيات و خطب و غير آن . و آنچه نخواستند و مصلحت ندانستند سكوت كردند و گاهى به اجمال و تشابه گذراندند و باز مكرر فرمودند كه جميع متشابهات راجع به محكمات است 21 چنانچه در عقليّات مرجع نظريّات بديهيّات است ، و فرمودند ساكت شويد از آنچه خدا سكوت كرده و تكلّم نكنيد . 22 و خدا در مائده فرمود لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ 23 .